تبليغاتX
روزنه
 
روزنه
 
 
یادداشت های شخصی
 
یک آسمان پر ستاره
ماه در تکاپوی تابیدن به زمین
لکه ابری بی تفاوت
سکوت مضحک یک شهر
یک آینه ی شکسته
چهره ی کدر یک مرد
غمی به سیاهی شب
زمان از نفس افتاده
کلامم را به باد می گویم ،شاید به گوشش برساند
کلامم را در گوش باد نجوا می کنم ، مگر کسی بیدار نشود
 |+| نوشته شده در  86/01/26ساعت 17:14  توسط شهاب  | 
خدا دوست من است !
 |+| نوشته شده در  86/01/21ساعت 19:23  توسط شهاب  | 
هر موجودي داراي صفت و رفتار منحصر به فردي است كه بيانگر هويت و گونه ي اوست ، و صفاتي ديگر كه ساير موجودات هم از آن ها برخوردارند. به عنوان مثال صفت چاقو برندگي وتوانايي آن بريدن است، يا صفت اسب اطاعت كردن از سوار و توانايي آن سريع دويدن است، اگر چه چاقو با تيشه در بريدن و اسب با خر در باركشي شباهت رفتار دارند اما كمال هر چيزي دركامل انجام دادن صفتي است كه دارد،و نقص و ناتواني آن چيز در كوتاهي ياعدم انجام آن صفت. هر چه چاقو نازك تر و برنده تر باشدو هر چه اسب دونده تر و فرمانبردار تر باشد به كمال خود نزديك ترند ، اگر چاقو به سختي ببرد يا اصلا نبرد از آن به عنوان تكه آهني بلا استفاده نام مي برند و اگر اسب خوب ندود و يا از سوار اطاعت نكند ، به اوپالاني مي بندند و در كنار خران ازاو استفاده كرده و فرض برفرومايگي اسب مي كنند. انسان نيز داراي وي‍ژگي منحصر به فردي است كه هيچ موجودي از آن برخوردار نيست و از طرفي بسياري از صفات و رفتار وي مانند ديگر موجودات است .صفت خاص انسان سخنوري است ،كه به همين دليل انسان را ناطق مي گويند، منظور از سخنوري عمل حرف زدن نيست ، فردي كه لال است نيز از اين حقيقت برخودار است . در حقيقت سخنوري به معني قدرت ادراك معقولات (معقولات هر آن چيزي است كه شايسته ادراك و دريافت است، و به دو دسته تقسيم مي شود ،1-معقولات بيروني : هر چيز كه در طبيعت وجودخارجي دارد وقابل مشاهده است 2-معقولات دروني : هر چيزي كه زاييده ي فكر انسان است و در طبيعت وجود ندارد،وا‍ ژه نامه ي دهخدا ) وتفكر و تحليل است كه به كمك آن خوب را از بد و زشت را از زيبا تشخيص ميدهد و قدرت تصميم گيري پيدا مي كند ، رفتار گوناگوني كه از آنها به خير يا شر و پسنديده يا ناپسند ياد مي كنند انجام مي دهد وبر خلاف ديگرموجودات او را به خوشبختي يا بد بختي توصيف مي كنند.اگر انسان ويژگي سخنوري را با ممارست پرورش دهد و به مرتبه اي شايسته كه براي آن آفريده شده است برسد،خوشبخت خواهد بود ولي اگردر پرورش اين صفت كوتاهي كند و حتي در جهت معكوس تلاش كند، صفتي كه به وي نسبت مي دهند "بدبخت و دون مرتبه" است .اما هرگاه صفات و ويژگي هاي غير انساني بر وي غلبه كنند،انسان از مرتبه ي انسانيت تنزل كرده و به مرتبه ي دون چارپايان يا جايگاهي پست تر از آن تنزل مي كند " اولئك كالانعام،بل هم
اضل ".
انسان موجودي پيچيده(مركب) است و به دليل اينكه ازويژگي سخنوري برخوردار است و اين ويژگي دو نوع توانايي علمي و عملي به انسان مي دهد ، كمال انسان به دو دسته علمي و عملي تقسيم مي شود و رسالت وي در زندگي رسيدن به آنهاست،

كمال و رسالت علمي انسان در اين است كه در تمام طول زندگي ، در طلب علم و درك مجهولات حريص باشد و در اين مسير تا رسيدن به مقصود و مطلوب حقيقي كه درك مقام توحيد خداوند است تمام تلاش خود را بكند و روحش سركشش آرام گيرد و از باطنش غبار شك و نگراني را بزدايد .
كمال عملي انسان اين است كه افكار و رفتار ويژه ي خود را پرورش دهد و بين آنها هماهنگي و نظم ايجاد كند و از اين طريق به مقصد كه داشتن اخلاقي شايسته است برسد ،سپس با خارج شدن از جنبه ي فرديت به اكمال ديگران (ياري رساندن به ديگران در رسيدن به كمال شايسته ي انساني )بپردازد و از طريق فعاليت هايي كه جنبه ي عمومي دارند در رسيدن ديگران به سعادت سهيم باشد.
 |+| نوشته شده در  86/01/14ساعت 22:5  توسط شهاب  | 
 
  بالا