یک آسمان پر ستاره
ماه در تکاپوی تابیدن به زمین
لکه ابری بی تفاوت
سکوت مضحک یک شهر
یک آینه ی شکسته
چهره ی کدر یک مرد
غمی به سیاهی شب
زمان از نفس افتاده
کلامم را به باد می گویم ،شاید به گوشش برساند
کلامم را در گوش باد نجوا می کنم ، مگر کسی بیدار نشود
|
+|
نوشته شده در
86/01/26ساعت 17:14  توسط شهاب
|